خرید بک لینک

هر کدوم یه گوشه این شهر و دنیا بودن!

هر کدوم سرشون گرم یه کاری بود،

بعضیا مامان بودن،بعضیا همسر،بعضیا هم به قول خودشون فور اِور سینگل:))

اما موقع حرف زدن هنوزم همه با هم اما هر کدوم یه سوژه ای و دست میگرفتن و

وویس از پی وویس...

ما آدمایی بودیم که شکلمون هیچ مثل سابق نبود،

صدامون اون هیجان و ذوق و نداشت، حوصله مون اونهمه نمیکشید!

اما اگه دستمون به هم میرسید با همون لواشک های کثیف و

کوکی های خشک و عدسی های آب بندی شده هم عشق میکردیم!

کیه که جرئت کنه و بگه دنیا عوضش نکرده، دلش و مرکز سیبل نذاشته،

با پا پسش نزده و با دست پیشش بکشه؟!!!

کیه که بگه دلش تنگ نشده!!!

برچسب: نویسنده: مینا جعفری‌نژاد تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 3:44

صفحه بندی