خرید بک لینک

یک استکان کوچک کمر باریک را در نظر بیاورید،

حالا فکر کنید چای در آن قل زند و سر برود،

شرح حال ایام به غایت سخت و پر تشویش همین روضه ی باز دو خطی بود!

روزها میان آن اقوال و دل نگرانی ها و اشک ها و دعواها،

رئیسه نیمه رفته از راه میرسید و به صبوری دعوتت میکرد

از راه میرسید و شماره اش روی صفحه پیدا میشد

از راه میرسید و عکس منظره ی برفی را میفرستاد

از راه میرسید و میخواست جایی با خیال تخت برایت حرف برند،

از راه... قرار میگذارد

از راه... میخواهدمراقب خودت باشی

وووو

آرام میشوم و هراسان!

سر درگم آن چراغ های خطر و

سر به راه حرف هایش!!!

...


برچسب: نویسنده: مینا جعفری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 6 خرداد 1398 ساعت: 22:31

صفحه بندی