خرید بک لینک

یکسال میگذرد از آن اول مهری

که صبح را مثل برق از جایم کنده شدم و

بدون حرف و حدیث اضافه ای با دینگِ گوشی

که خبر میداد رسیده ای،پایین پریدم و بعد

صبحانه خورده نخورده رو به تخته لحظه ها را شمردم

که نباشد این شروع کلاسها و باز

پرواز کنم بسمتت و برویم پاییز را باهم جشن بگیریم.

یکسال میگذرد از پاییزی که تلخ و شیرین

اما جفتِ هم پشت سرش گذاشتیم...

فردا اولین روز از اولین ماه نارنجی هاست که دیگر نه چشم انتظار کلاس و نه آن صبحانه های سمبلِ توی ماشین و نه بوکشیدن پاییز

از درختان جاده ی پیچ خورده ی دیزین و نه حتی

سیاهه ی عزای محرم و

ترافیک های همیشه با تو خوش و

حاجتِ خدایا سخت را آسان ،تلخ را شیرین کنش هستم!

فردا میشوم دوباره همان دختر رنگ پریده ای

که گره موهایش را زیر روسری پنهان کرده و

فکر میکند ای کاش این،فصل آخرش باشد...


برچسب: نویسنده: مینا جعفری‌نژاد تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 3:44

صفحه بندی